تبليغاتX
تمام من

تمام من

از آن تو . . .

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه نه! چه می گویم فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست؟

منظور من این که شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پا

حتا همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم من شما را دوست...

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 10:19 توسط قاسم|

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 10:16 توسط قاسم|

بیاد گریه ی پنهان،تو را دیگر نمیخواهم
بیاد  تلخی  دوران،تو را دیگر نمیخواهم

من از تنها شدن،تنها نشستن ها گریزانم
برای دوری از زندان،تو را دیگر نمیخواهم

فقط من با تو خوش بودم،تو با هر بنده ای دلخوش
به  حرمت  های  این  پیمان ، تو را دیگر نمیخواهم

و  حرف   آخر   من  هم  در  این  دنیای  بیگانه
همین یک جمله ی آسان،تو را دیگر نمیخواهم.....

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 22:39 توسط قاسم|

از بس دلم بهانه ی آب و سراب شد


از آب و اینه که سیاهست،خسته ام


دیگر به تنگ آمدم و فرصتی نماند


حتی ز خستگی که تباهست،خسته ام


آرامشی ست در تپش بی بهانه ام


از زندگی که غرق گناهست،خسته ام

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 16:26 توسط قاسم|

      بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است . . .

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 0:38 توسط قاسم|

پرانتز باز (پرنده. . .

پرانتز را نمیبندم بگذار پرنده ازاد باشد...  

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:30 توسط قاسم|

چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین

کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:28 توسط قاسم|

تاتونگاه میکنی کارمن آه گفتن است . . . . 
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:26 توسط قاسم|



گاهی رفتن و نماندن 
عین اثبات عاشقی ست
همیشه وصل
 نشان عاشقی نیست...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:18 توسط قاسم|

تمام نا تمام من با تو تمام می شود 
شاعر بی نام نشان صاحب نام می شود 
تمام نه تمام نه که جام ناتمام لبریخته ام 
تمام من به نام تو 
شعر دوباره می شود 
بند سکوت کهنه ام 
چهار پاره می شود 
در این حریر خانگی 
روی ترانه شسته ام 
تمام خون من شبی 
پر از ستاره می شود 
تمام نا تمام من با تو تمام می شود 
شاعر بی نام و نشان صاحب نام می شود

از تو بر این ترانه ها 
نور ستاره می چکد 
بر این بلند بی صدا 
غزل دوباره می چکد 
چکه کن ای ابرک من 
مثل ستاره بر زمین 
طلوع میلاد مرا 
در شب بی سحر بین 
تمام نا تمام من با تو تمام می شود 
شاعر بی نام نشان صاحب نام می شود

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 1:47 توسط قاسم|


آخرين مطالب
» 
» 
» تو را دیگر نمیخواهم
» از بس دلم
» بنامش
» پرنده
» چیزیم نیست
» نگاه تو
»  نشان عاشقی
» تمام نا تمام من

 Design By : Pichak